بلاگ

علیرضا محزون


حوزه های طراحی


Posted By on Feb 18, 2017

مرزهای بین حوزه های مختلف طراحی به روشنی تعریف نشده است، اما تمرکز حوزه ها متفاوت است. طراحان صنعتی بر روی فرم و متریال تاکید میکنند، طراحان تعاملی برروی درک و کاربردپذیری کار میکنند و طراحان تجربه برروی حس کاربر. طراحی صنعتی: سرویسی حرفه ای برای خلق و ارتقای کانسپت ها و ویژگی ها که عملکرد، ارزش و ظاهر محصولات و سیستم هارا برای بهره وری متقابل کاربر و تولید کننده فراهم میکند. طراحی تعاملی: تمرکز بر روی اینکه مردم چگونه با تکنولوژی تعامل میکنند، هدف افزایش درک مردم میباشد از اموری که که میتواند انجام شود، اتفاقی که می افتدو اتفاقی که افتاده. طراحی تعاملی بین زمینه های روانشناسی، طراحی، هنر، و احساس حرکت میکند تا تجربه ای مثبت و لذت بخش به وجود آورد.  طراحی تجربه : تمرین و اجرای طراحی محصولات، پراسز، سرویس ها، رویدادهاو فضا ها با تا کید بر کفیت ولذت بخش کردن کل تجربه

Read More

کشف و درک


Posted By on Feb 12, 2017

دومولفه مهم یک طراحی خوب کشف و درک میباشد. کشف: آیا این امکان هست که متوجه شویم چه کارهایی میتوانیم انجام دهیم وکجاوچگونه این کارها را عملیاتی کنیم؟ درک: مفهوم کلی چیست؟ محصول چگونه باید استفاده شود؟ کنترلها و تنظیمات دقیقا چه کار انجام میدهند؟ در دستگاه های پیچیده، کشف و درک نیازمند راهنمای نوشتاری و یا حضور یک فرد متخصص است اما برای امور ساده وجود راهنما غیر ضروریست. خیلی از .محصولات را به خاطر داشتن فانکشن های زیاد نمیتوان به راحتی فهمید اما برای محصولات خانگی اینگونه نیست

در انگلستان من خانه ای را دیدم با یک ماشین لباسشویی بسیار مدرن وبا آپشن های زیاد، همه میدانند که ماشین لباسشویی برای شستن و خشک کردن لباس است. مرد(مهندس روانشناسی)گفت من نزدیک آن نمیشوم. زن(پزشک) گفت من یکی از تنظیمات را حفظ کرده ام و بقیه را نادیده میگیرم. من راهنما را از آنها گرفتم: راهنما هم مثل دستگاه گیج کننده بود. تمام هدف طراحی گم بود.

Read More

درهاي نورمن


Posted By on Feb 11, 2017

اگر من در كاكپت يك هواپيما ي مدرن قرار بگيرم،عدم توانايي من برأي عملكرد مناسب نه مايه شگفتي من هست و نه موجب آزار من مشود. اما چرا من بايد با در ها ، سوييچ چراغ ها ، شيرهاي آب و گازها مشكل داشته باشم؟ درها؟ من ميتوانم صداي خواننده را كه ميگويد شما با باز كردن درها مشكل داريد؟ بله. من در هايي را كه بايد كشيده شود فشا ر ميدهم و به در هايي بر ميخورم كه نياز به كشيده شدن و يا فشار دادن ندارند. بعلاوه، من كسان ديگري را با همين مشكل ميبينم. مشكلات من با در ها مشهر شده است ، اين درهاي پيچيده گاهي در هاي نورمن ناميده ميشوند. تصور كنيد براي درهايي كه درست كار نميكنند مشهور شويد. من مطمئن هستم اين اينده اي نيست كه پدر و مادر من براي من متصور بودند.

چه طور ممكن است چيز ساده اي مثل در تا اين حد پيچيده باشد؟ در به نظر ساده ترين وسيله اي است كه ممكن است به نظر برسد. كارهاي زيادي نيست كه شما بتوانيد با يك در انجام دهيد: شما ميتوانيد آن را باز و بسته كنيد. تصور كنيد شما در يك دفتر هستيد و به سمت كريدور ميرويد، به در ميرسيد، چه طور آن را باز ميكنيد؟ بايد شما آن را فشار دهيد يا بكشيد، در سمت راست يا در سمت چپ؟ شايد دركشويست، اما به كدام جهت؟ من درهايي را ديده ام كه به سمت چپ ، را ست ويا حتي به سمت سقف باز ميشوند.

طراحي در بايد طوري باشد كه نشان دهد چگونه كار ميكند بدون هيچ نيازي به علامت، مطمعنا بدون نيازي به آزمون و خطا.

Read More